وصیت نامه شهيد محمد الحاقي صوفيانی

شناسه : 10422

وصیت نامه شهيد محمد الحاقي صوفيانی

بسم رب الشهدا والصديقين

« يا ايها الانسان انك كادح الي ربك كدحا فملاقيه »

(اي انسان بدرستي كه تو تلاش كننده اي به سوي پروردگارت، تلاش كننده‌اي. پس عاقبت ملاقات مي كني.)

« اين تفاله هاي شيطان نمي دانند كه در قانون شهادت واژه ی وحشت نيست. »  (امام خميني)

به نام الله، با ياد الله، به نام آن كه هستي‌ام از اوست، هدفم لقای اوست و بازگشتم بالاخره به سوی اوست. با درود و سلام خدمت پيشگاه مقدس آقا امام زمان (عجل الله تعالي) و نایب بزرگوارش حضرت امام خميني؛ درود بيكران به پيشگاه ارواح پر فتوح شهداي گران قدر تاريخ اسلام، بويژه شهداي جنگ تحميلي ايران و عراق. ضمن عذر خواهي از درگاه باري تعالي به واسطه گناهاني كه كرده ام و ضمن عذرخواهي و درخواست بخشش از پدر، مادر و كليه اشخاصي كه حقي برگردن من دارند، وصیت نامه‌ام را آغاز می‌کنم:

پدر و مادر، به راستي كه من فرزند قابلي براي شما نبودم و هيچ وقت از اعمال خود در مورد شما راضي نيستم. تنها بخشش شما می‌تواند مرا از شعله هاي جهنم نجات دهد و باعث شود پرونده‌ی اعمالم را به دست راستم بدهند.

اي پدر و مادرم، مي دانم منتظر برگشتنم هستيد؛ ولي چه كنم كه خدا مرا به ميهماني خود دعوت كرده است! عشق ديدار خدا مرا بر آن داشته كه از خانه و كاشانه دل بركنم. ديگر این که امام عزيزم، حسين زمان و ابراهيم زمان رفتن به جبهه را واجب كفايي دانسته‌اند. من هم به اين دليل به جبهه آمدم تا كمي از وظيفه‌ی خويش را در برابر اسلام و خون شهدا ادا كنم.

پدر، مادر و برادران كوچكم، اگر در اين عمليات، كه می‌رویم با ياري الله دشمنان اسلام را قلع و قمع سازيم و به تنها آرزویم، یعنی فيض عظيم شهادت، نایل آيم، از شما مي‌خواهم كه به هيچ وجه ناراحت نباشید و از اين كه فرزندتان توانسته به كامش برسد خوشحال هم باشيد و افتخار كنيد. زیرا شما توانسته‌اید چنين فرزندي بزرگ كرده، به جامعه تحويل دهید و او هم توانسته است در راه خدا، ناموس، شرف، عزت و دين اسلام لياقت پيدا كند و شهید شود و به آرزوي خود كه سال‌ها به دنبال آن صحراهاي گرم خوزستان را مي‌گشت، برسد و به درجه‌ی شهادت نایل گردد. از تمام دردسرها و زحمت‌هایي‌كه براي‌تان داده ام آمرزش خواسته و طلب حلاليت مي‌نمايم. در فراقم گريه نكنيد كه موجب خرسندي ضد انقلاب است. راهي بود كه خود آگاهانه پيمودم و از روزي كه قدم در اين راه نهادم انتظارش را مي‌كشيدم. افسوس و صد افسوس كه اين انتظار خيلي به طول انجامید! دلم می‌خواست قاسم گونه به اين انتظار برسم. بايد از فرماندهم عبرت بگيرم كه 27 روز بود كه عروسي كرده بود و به جبهه آمده بود، مدتی بعد در عمليات پيروزمندانه ی بدر به شهادت رسيد.

 اي پدر و مادر عزيزم، كشور جمهوري اسلامي کسانی مثل علي اكبرها و قاسم‌ها را زیاد از دست داده، پس برای من گريه نكنيد؛ گريه‌تان برای امام حسين(ع) باشد كه شما را در روز قيامت شفاعت كند. خدا هم دوست دارد كه بر حسين(ع) گريه كنید. گريه كنيد! بر علي اكبر و علي اصغر و قاسم ابن حسن گريه كنيد، بر مصيبت هاي حضرت زهرا(س) گريه كنيد؛ بر مصيبت‌هاي حضرت زينب(س) كه روز عاشورا دشمنان اسلام چه مصيبت ها بر سرش آوردند، به حال اسيران گريه كنيد! برای رزمندگان مفقودالاثر و يا شهيدان گمنام گريه كنيد.

اي برادران من، اگر من شهيد شدم، از شما انتظار دارم كه راه مرا ادامه دهيد. پدر و مادر عزيز، اميدوارم كه مرا ببخشيد و حلال کنید. از برادران، خواهران و كليه خانواده حلاليت    مي خواهم. پدرجان هر كسي ادعاي حقي از طرف من كرد سعي كنيد آن را بپردازيد.

به اميد پيروزي نهایي رزمندگان اسلام و طول عمر امام امت. در ضمن 8 روز هم روزه دارم.

اين دنيا براي مؤمن زندان و براي كافر بهشت است

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 28 /6/64

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط ناظر تارنما در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
کلیپ هفته

فیلم / اشکهای حاج قاسم سلیمانی در کنار اروند

مصاحبه و گفتگو
آخرین مطالب