وصیت نامه شهيد محمد نقي شمالي

شناسه : 10437

وصیت نامه شهيد محمد نقي شمالي

بسم الله الرحمن الرحيم

با درود و سلام به پيشگاه يگانه منجي عالم بشريت حضرت بقيه الاعظم روحي له الفدا و با درود و سلام به رهبر كبير انقلاب و با درود بيكران به روان پاك شهداي گلگون كفن خطّه‌ی اسلام، كه با خون هاي پاك‌شان درخت نونهال انقلاب اسلامي ايران را، آن گونه آبياري كرداند كه تا ابد ثمره‌ی این درخت ان‌شاءالله باقي خواهد ماند.

من گنگ خواب دیده و مردم تمام كر

من عاجزم گفتن و خلق ازشنيدنش
ج

عزيزان من، شهادت فيض عظيمي است كه همه به اين فيض نایل نمي شوند. ما چه قدر باید خداوند متعال را شكرگزار باشيم كه ما را در چنین جوّ و جامعه اي قرار داد كه اكثر جوانان آن یا به شهادت مي‌رسند، يا در فكر شهادتند. با عشق به شهادت، ديوانه‌وار به زندگاني خود ادامه مي‌دهند. چه قدر خداوند متعال را حمد و ثنا گویيم كه چنين رهبري را در اختيار ما نهاد؟! كه با راهنمایي‌ها و ارشادات خود جامعه ما را به كلي نجات داد. همان ايراني را كه در استعمار اجانب بود. از خود نه فرهنگ، سياست و اقتصاد مستقل داشت و نه ارتش و نظام مستقل. چنين كشوري طوري تكان خورده و دگرگون شده است كه اکنون در اكثر نقاط جهان، ايران به عنوان الگوي کشوری مبارز عليه استعمار مطرح است. در اكثر محافل بين اللملي صاحب نظر است و اين همه نيست مگر با عنايت خداوند باري‌تعالي. چه بهتر كه همه دست دعا به طرف خداوند برداریم و طول عمر اين رهبر را از درگاه باري تعالي بخواهيم. خداوند متعال هرگز روي زمين را از حجت خالي نمي گذارد. ما بايد يقين داشته باشیم كه رهبر كبير انقلاب، ولي فقيه بوده و نایب بر حق حضرت ولي عصر (عج) است. در اين مورد هيچ‌گونه شك و ترديدی نيست. آيا گفتار و كردار اين رهبر عين گفتار و كردار پيامبر (ص) و ائمه‌ی اطهار نيست؟ آيا خط سير اين رهبر خط سير اسلام نيست؟ آيا نمي خواهد اسلام راستين را پياده نمايد؟ والله! والله! قسم به آن حقانيت حضرت ربوبي! رهبر ما نيز همان نيت خالص و پاك حضرت ختمي مرتبت را دارد. غير از اين نيست. لال شود زباني كه تغييرات زمان طاغوت و پس از انقلاب را ديده و باز ياوه گویي مي‌كند. بعضي حرف ها مي‌زد كه انسان از بیان آن شرم دارد. همان جاه طلب ها هستند! اف بر اين‌ها! لعنت خدا بر آنان! چگونه روز قيامت جواب شهداي ما را خواهند داد؟!

آيا کساني كه نداي حضرت امام را لبيك گفته، عاشقانه به شهادت رسيدند، به هواي مال و منال، پستي و دنياپرستي و رياست طلبي به جبهه ها رفته و شهيد شدند؟ نه والله! آيا آنان را بالاجبار به جبهه‌ها فرستادند؟ هرگز! بلي! شهادت لياقت مي‌خواهد. عزيزانم نبايد اين شهدا را فراموش كنيم. هر چه داريم از اين شهيدان است. همه‌ی اين بركات از خون شهداست. اگر بخواهيم انقلاب زنده بماند بايد راه شهدا را ادامه دهيم. آيا مقامی‌برتر از این داریم که حضرت اباعبدالله (ع) بر سر بالين شهیدی، در آخرین لحظات عمرش بیاید و تمام ملائك بر او طوبي طوبي بخوانند؟! به کساني كه نوشته ی حقير را مي خوانند، توصيه مي‌كنم،اختلافات جزیی را كنار گذاشته، در تمامي مشكلات جامعه با هم سهيم باشيم و براي رفع آن‌ها بکوشیم. ما هميشه بايد نيت‌مان را خالص كنيم. چه در جبهه، چه در پشت جبهه. اگر نيت خالص نباشد ارزش و فايده اي ندارد.

خداوند توفيق دهد به کسانی كه نمي توانند در جبهه خالصانه و مخلصانه خدمت بكنند. اگر عمل آن ها با کساني كه در جبهه‌اند يكسان باشد (ان‌شاءالله) با رزمندگان و شهدا محشور خواهند شد. زمانی که انسان می‌اندیشد و به دور و برش می‌نگرد، جداً از خودش شرم       مي كند. چرا انسان اين‌گونه در بدبختي و غفلت است؟! رواست كه انسان بر اين ناراحتي و سختي بميرد‍! هفت سال جنگ، با اين همه عمليات، با اين همه شهيد و با اين همه مفقودالاثر براي تو چه شده که هنوز زنده مانده اي؟ آيا وقت شما نرسيده؟ آيا وقت آن نشده است كه تكان بخوري و به خود بيايي؟ همان گونه كه خداوند مي فرمايد:«  الم يان للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق و لا يكونوا كالذين و اتوا الكتاب من قبل فطال عليهم الامد فقست قلوبهم و كثير منهم فاسقون » بار الهي طعم شيرين شهادت را به ما بچشان! از نعمت هاي بيكران خود ما را بي‌بهره نكن! به ما توفيق ده كه صادقانه و خالصانه از خدمت‌گزاران به حق باشيم! واقعاً جاي تاسف است كه انسان عمري خود را خسته كند و به آب و آتش بزند، سعي و كوشش نمايد و تصور کند كه چيزهايي ياد گرفته و اندوخته است. اما روز قيامت زمانی که نامه‌ی اعمال هر كس را به دستش بدهند نگاه کند و ببيند كه چيزي در آن نيست! اعمالی كه به خيال خود کسب كرده بود، ريایي بوده و با تظاهر و بدخلقي و ... همه را به باد فنا داده است.

و اما خانواده‌ام، اگر خبر شهادت مرا شنيديد، خيلي فرياد نكنيد. نمي گويم گريه نكنيد؛ چون گريه به عقيده‌ی من براي انسان خيلي مفيد است. مخصوصاً از مادرم مي‌خواهم كه هم چون زينب(س) استقامت كند و از مادران شهدا درس بگيرد و با اين عمل خود تيري در چشم دشمنان، و قوت قلبی براي ساير مادران شهدا باشد. اين را بدانيم كه ما از قافله‌ی شهدا عقب مانده‌ايم. اگر لياقت داشتيم بايد سال ها قبل خانواده‌ی شهيد مي شديم. شكر كنيد كه شما هم توانستید هديه‌ی ناچيزي به خداوند متعال تقديم كنيد. آرزو دارم اگر شهيد شدم، جنازه‌ام پيدا نشود. چون خدايم گواه است كه اين بدن در ابتدا قطره‌اي ناپاك بود و خداوند آن را بارور كرده و از آن انسان كاملي خلق نموده است. ما نتوانستيم حق انسانيت را ادا نمایيم. آن قدر گناه كرده‌ام كه شرم دارم مانند ساير شهدا تشييع شوم و برایم مراسم بگيرند. می‌خواهم گمنام باشم؛گمنام.

خدايا ما را از دنيا مبر مگر خودت از ما راضي و خشنود باشی!

اللهم عجل في فرج مولانا صاحب الزمان

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

تبريز

 20/4/66

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط ناظر تارنما در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
کلیپ هفته

فیلم / اشکهای حاج قاسم سلیمانی در کنار اروند

مصاحبه و گفتگو
آخرین مطالب