۲۰ آبان ۱۳۹۶ - ۲۳:۳۰:۳۸ شناسه :۱۰۵۷۶

وصیت نامه شهید هاشم فخاری

وصیت نامه شهید هاشم فخاری

بسم الله الرحمن الرحيم

ما زنده از آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

شهادت زیباست. آن قدر زیباست که من هرگز به خود جرات نمی‌دهم که با قلم ناتوان خود در صدد توصیف آن بر آیم.

 همان بس که شهادت آرزوی کسانی هم چون علی(ع) و حسین(ع) و... بود.

 پروردگارا ! حماسه آفرینان کربلای ایران را ببین. الله جان! فاتحین سرخ پوش را که غسل شهادت نموده، سر در ره عشق باختند. مولاجان ربی! بنگر آنان را که وضوی خون گرفته اند و پیمان خونین امضا کرده اند و در نماز عشق تو سر بر مهر شهادت نهاده اند. خدا را سپاس و شکر می‌گویم که مرا از امت رسولی قرار داد که خاتم انبیا بود. خدا را سپاس و شکر می‌گویم که مرا شیعه ی علی(ع) ، از رهروان خط سرخ حسین(ع) و مذهب جعفری و مکتب قرآن قرار داد.

 خدایا، شکرت می‌گویم که مرا در عصر و زمانی قرار دادی که اسلام ‌زنده شد با رهبری قاید اعظم، امامی‌کبیر چون خمینی عزیز و حسین زمان. مولایم! آقاجان! سرور من! آن قدر زیاد شکر و سپاس ات می‌گویم که به من این افتخار را دادی که بتوانم در لباس مقدس، در کنار پاسداران قرآن و سربازان امام، امام زمان (عج) و عاشقان شهادت خدمت کنم. (اگر این لیاقت را داشته باشم که سرباز و عاشق امام زمان (عج) مولایم باشم.)

 می روم، می روم، به جهادی و به راهی که امت محمد (ص) رفت! می روم، می روم،       می روم، به جهادی و به راهی که علی، حسین و ائمه معصومین (ع) به قوم شان آموختند! تا کنون من مرده بودم و شهادتم لحظه ی آغاز زندگی ام است! احساس می‌کنم تازه دارم متولد می‌شوم و زندگی جاودان خود را آغاز می‌کنم! آری برادران من، شهادت آدم را به درجه ی اعلای ملکوتی می‌رساند! چه قدر شهادت در راه خدا زیباست! مانند گل محمدی است که وارثان خون پاک شهدا، از آن می‌بویند.

خدايا از ديار خويش خارج نشدم جز آنكه حكومتت را ياري كنم و جامعه اسلامي را كه مورد تاخت و تاز اجانب قرار گرفته به صلاح و آرامش آرم. « اِنّا لله وَ اِنّا اِليهِ راجِعُونْ »  (ما از خداييم و به سوي او باز مي گرديم.) خدايا، ما را آني به حال خود وامگذار! پروردگارا، به ما اراده و قدرت عطا فرما تا بتوانيم اعمال و افكارمان را منطبق با اسلام عزيز پیش بریم! معبودا، در راهي كه در پيش گرفته ايم به ما استقامتي عظيم ارزاني دار! « اِنَّ الذينَ قالُوا رَبَّنَا الله ثُمّ َ‌استَقامُوا فَلا خَوْفَ عَلَيْهِم وَ لا هُمْ يَحْزَنُونْ.» ؛ (كساني كه گفتند خداي ما الله است پس استقامت نمودند در كلمه توحيد پس خوفي نيست بر او و نه حزن و اندوهي.)

آري پيامبر اكرم اسلام (ص) مي فرمايد: «هنگامي كه رزمندگان از صميم قلب قصد كنند كه به جبهه بروند خداوند به آتش جهنم را از آن ها دور می کند.» موقعي که رزمندگان آماده مي شوند براي حركت به سوي جبهه هاي جنگ اسلام با كفر، خداوند نزد فرشتگان به آنان مباهات و افتخار مي كند. من اين راه را با چشمي باز و آگاهانه انتخاب كرده ام تا دين خود را به اسلام و انقلاب ادا كنم. هرگز از راهي كه انتخاب نموده ام، باز نخواهم گشت. هر انسانی كه به اين دنيا مي آيد روزی بالاخره بايد برگردد، اما اين برگشتن ما از زمين تا آسمان با هم فرق دارند.

يكي با مرگي مي رود كه تمام ملائكه به احترام او و به خاطر عظمت او به او تعظيم مي كنند؛ ديگري با مرگي مي رود كه همه ملائكه او را لعن مي كنند. بنابر اين حال كه همه بايد بروند طبق آيه قرآن: « اِنّا لله وَ اِنّا اِليهِ راجِعُونْ »  آيا مرگ سرخ بهتر است يا مرگ سياه؟ آيا رنج و زحمت در دنيا بهتر است يا بيچاره بودن در آخرت؟ اگر عقل ما سالم باشد، اگر راه مان في سبيل الله و هدف مان، الله باشد؛ مرگ سرخ را بر مرگ سياه ترجيح مي دهيم و در اين راه سختي ها و رنج های دنيایی را تحمل می كنيم و با متجاوزان و دشمنان می جنگيم، چون خداوند مي فرمايد‌‌: « وَ قاتِلوُ هُمْ حَتّي لا تَكوُنُ فِتْنَه» يعني اين كه (با كافران جهاد كنيد تا فساد و فتنه از روي زمين برطرف شود.) همان طوري كه قلب تپنده امت اسلام، امام عزيزمان فرمودند: « جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» اگر مي خواهيد دين و آیین محمد(ص) هميشه پابرجا باشد، بگذاريد گلوله ها و توپ ها و موشك ها بر سر ما فرود آيد! « اِنْ كانَ دينِ مُحمدٍ لَمْ يَسْتَقِمْ اِلّا بِقَتْلي يا سُیوْفِ خُذِيني» پس اي شمشيرها ما را در يابيد و بر سر ما فرود آیيد كه ما از شهادت در راه خدا، هيچ هراسي نداريم!

آري حسين جان شهادت تزريق خون است بر پيكر تمام جامعه! و شهيد هميشه زنده و جاويد خواهد ماند! من عاشق خدایم و ذكر حسين(ع) را مي كنم! پيرو راه روح خدا هستم! من چندين سال است كه خدايم را كه رب ام را و همه هستی ام را شناختم و در این مدت جز ندامت و توبه به درگاهش و سجده كردن و استغفار چيزي نداشتم. تصميم گرفتم تجارتم را در اين ميدان و عرصه انجام دهم که سودمندترين تجارت است. به خاطر همين تجارت، از  هر چه داشتم (پدر، مادر، برادران و خويشانم) و هر چه كه نداشتم گذشتم. براي يافتن آن از خانه مان تا نور (جبهه) هجرت كردم و اكنون به خاطر لقای يار، جانم را خواهم داد كه البته آن نیز متعلق به يار است و امانتي است در پيش من. چون وعده الهي حق است، هر كس با مال و جان با خداوند تبارك و تعالي معامله كند او نيز به وعده ی بهشت خود عمل خواهد کرد.

 حال رَبِّ ودود! من از تو مي خواهم كه مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بدهي كه به راستي من ديوانه ی تو ام و براي دیدارت جان بي ارزشم را نثار مي كنم. افسوس كه جز اين تحفه ی ناچيز، چيزي ندارم! عزيزانم، من آموختم كه دانشگاهي به نام جبهه وجود دارد و دانشجوياني هم چون « مهدي باكري» و « حميد و مرتضي ياغچيان» و معلمي هم چون حسين(ع). بايد اين دانشگاه را به پايان رساند كه مسؤوليت در قبال شهدا بسي بزرگ است. در اين جا چهره هاي نوراني و فروزان و پاك سربازان واقعي امام زمان (عج) ديده مي شود كه وقتي مي خواهند امام عزيزمان را دعا كنند، گريه مي كنند و با گريه مي گويند: « خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار.»

 خدايا! معبود من! تو مي داني كه آرزوي من شهادت است. تو مي داني هدف و مقصد من چه مي باشد! تو از درون من آگاهی! عشق من، تو مي داني كه من دلم نمي خواهد كه بيهوده از دنيا بروم! مبادا گناهي را همراه خودم به عالم ديگر ببرم!پس از تو مي خواهم جان دادنم مانند مولايم حسين (ع) باشد تا در پيشگاه مولايم حسين (ع) رو سپيد باشم. پناه من! جان دادن سخت است ولي مي دانم جان دادن در راه معشوق (الله) رضايت بخش است.

 به دوستانم بگویيد جبهه انتظار شما را مي كشد. اگر مي خواهيد رستگار شويد، بشتابيد! آري آنان كه در عشق حسين(ع) و جبهه مي سوزند و انتظار مي كشند، بدانند كه اين جا هم مثل   همه ي سرزمين هاي ديگر است؛ هوايش گرم تر و مسيرش سخت تر، ولي انسان هاي اين جا با نقاط ديگر فرق دارد. آن چه به اين جا قداست مي بخشد، روح الهي عابدان معشوق و عاشقان بي قرار و منتظران نيمه شب است.

 عزيزان مكتب اسلام و قرآن، براي تقويت اسلام در جهان بكوشيد. تا سر حد جان در راه امام كوشش كنيد؛ چرا كه امام عزيز اسلام را روحي دوباره داده و ما را هدایت به راهي كرده كه از شقاوت دور و به سعادت نزدیک است. آري او مَرْحَمي است بر سوختگان مهدي! ساقي است بر لب تشنگان او! عزيزان من، چشم بدوزيد بر لبان امام تا آن چه صلاح و سعادت است دستگيرتان شود. امام هديه الهي بر مردم ماست.

 انقلاب را آن قدر بايد نگهداري كنيد تا به صاحب اصلي اش، مهدي موعود بدهيد. اين انقلاب بايد همين طور دست نخورده و كامل تحويل آقا مهدي(عج) بشود. از خط ولايت فقيه كه همان خط انبياست، خارج نشويد.

 پدر و مادر عزيزم، اگر جدایي من با شما دل هایي را پاك مي گرداند؛ پس اي بهترين عزيزانم، از من دوري جویيد. اگر ريخته شدن خونم انسان هایي را آگاه مي گرداند، بهاي آگاهي تمام انسان ها را با قطرات خونم بپردازيد. اگر با گمنام مردن من آیين خدا، جاويد   مي گردد، پس هيچ ناراحتي به خود راه ندهيد؛ اگر چه پيكر خونيم بايد وسيله اي براي ياد خدا گردد. پس واي بر من اگر در خون خود خدا را نيابم!

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته